کاش باباجونم جای شما بود...

خرید بک لینک
آقای مهندس میگن دلم نمیخواد در شرایط فعلی کسی جای من باشه...

شرایطشونو توضیح دادن و چقدر دلم خواست بابا جونم جای آقای مهندس باشن، چقدر دلم خواست همه دغدغه اشون جور کردن پول خونه باشه، چقدر دلم تنگ شده براش...

زنگ زدم بهشون. سرکار بودن و مثل همیشه حرف زیادی باهاشون نداشتم جز اینکه دلم براشون تنگ شده...

لعنت به این بغض مسخره ای که داره خفه ام میکنه، لعنت به این دنیای مسخره...

کاش باباجونمم میتونست اینقدر خیالش راحت باشه از من. کاش مادرم میتونست اینقدر نگران زندگی من نباشه، کاش این حجم درد روی دل همه اشون سنگینی نمیکرد. کاش باورشون بشه میتونم تنهایی از پس زندگیم بر بیام. کاش باورشون بشه من دیگه اون دختر بچه چند سال قبل نیستم، باور کنن روزهایی که داشتم و دارم رو اون دختر کوچولوی نازنازی نمیتونه تحمل کنه...

کاش بفهمن یه حجم بزرگی از دغدغه های من اینه که نگران حال اونام و میخوام خیالشون راحت باشه...

یه زمان فکر میکردم اگه من همه چیزم رو بر اساس خواسته های خوب اونا تنظیم کنم خیالشون راحت میشه اما امروز میدونم شاید راهی که دارم میرم در کوتاه مدت نگرانی هاشونو بیشتر کنه، بترسن از اینکه دختر کوچولوشون یهو چرا اینقدر عوض شده اما میدونم یروز باورم میکنن، باور میکنن که میتونم از پس خودم بر بیام.

یروز میاد که مادر بلاخره بهم بگه که دختر محکمی شدم، یروز همه غصه هاشونو جبران میکنم، شاید امروز نباشه اما دور هم نیست...

اندر احوالات خرید یهویی از نوع روسری گل گلی......

ما را در سایت اندر احوالات خرید یهویی از نوع روسری گل گلی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1396 ساعت: 18:59

صفحه بندی