تغییر مکان از یک اتاق متراکم نزدیک آزادی به یک اتاق متراکم دیگه اونم نزدیک آزادی...
اونجا یک اتاق با 6 نفر و آزادی عمل نسبی، اینجا یک اتاق با 8 نفر و نا آزادی عمل نسبی...
اونجا جایی که بابتش حضور در اونجا ازت یک عامه پول میگیرن و اینجا یک جایی که بابت حضورت میتونی پول بگیری...
اونجا ساعت ورود و خروج داره ، اینجا هم ...
اونجا بابت تاخیرها و عدم حضور احتمالی باید پاسخگو باشی، اینجا هم...
اونجا چهارنفر هستن که قلبم براشون میتپه و میدونم هروقت بخوام میتونم روشون حساب کنم و اینجا شبیه یک غزیبه هستم...
امروز یکم حال اینجا بهتر بود، حس مفید بودن کردم. تازه آقای ناجی هم کلی از لذتهایی که دوستاش تعریف کرده بودن در هنگام استعمال گل منبر رفتن و یکم شبیه احتماع شد اینجا، البته ایشون دوستاشون فقط گل نمیزنن پست های مختلی دارن مثل یکی دیگه اشون گُلِر تشریف دارند...
هنوز نمیتونم درک کنم چه وضع جواب دادن به پیام بنده بود؟ این همه بنویسی و عذرخواهی کنی بابت چیزی که خودت هیچ نقشی توش نداشتی و از اینکه دیگه نمیتونی توی تیمش کار کنی ابراز ناراحتی کنی و بهش بگی که حاضری حتی به صورت افتخاری هر کاری ازت بر میاد انجام بدی بعد یه "عجب" مسخره بگه و عملا تورو هیچی فرض نکنه. الان میدونم نباید قضاوت کنم ولی این "عجب" ی که لطف فرمودند به عنوان کارفرما نوشتن یعنی زرشک بهانه الکی نیار و ...
هرچند دیشب وسط حال بدیم تیر خلاص بود و کلی داغونم کرد و پیام آمرانه ساعت 6 و نیم صبحش که " هر روز تمام وقت در شرکت حضور داشته باشید" منو به مرز عصبانیت رسوند (آخه آدم 2 ساعت قبل از شروع ساعت کاری به کارمندش پیام میده امروز باید بیای سر کار؟ اونم وقتی خوابیده تصورش این بوده که دیگه قرار نیست بیاد شرکت. اونم وقتی کلا شنبه روز آفش بوده و ...) اما خدا خیرش بده یکم کارم مثبت تر بود و با فشاری که روی بقیه گذاشت یکم برنامه آموزشی بنده جلوتر افتاد...
ولی خداییش از اینکه میزها رو روبه دیوار گذاشتن خیلی بدم میاد، درست فضای کمتری میگیره و میتونن لحظه به لحظه چک کنن که داری چیکار میکنی ولی خوب یعنی چی من هنوز 2تا از همکارامو نمیشناسم ، اونم یکی مثل من که اینقدر دیر چهره آدمها یادم میمونه. حالا هرچی که هست از این حرکت بدم میاد. از دیوار سفید رو بروم هم متنفرم. خدارو شکر که چند روز دیگه بیشتر مجبور نیستم تحملش کنم وگرنه کلی با نقاشی رنگی رنگی خوشگلش میکردم، اه...
دیگه اینکه ساعت کاری معمول داره تموم میشه ولی من باید منتظر بمونم که ببینم جناب مدیرعامل تصمیم دارند بنده باز هم به آموزش ادامه بدم (تا ساعت 10 شب) و یا اینکه اجازه مرخصی میدهند و من میتونم برم خوابه 2 ساعته دیشبم رو کامل کنم...
تهران – بازهم نزدیک آزادی...
اندر احوالات خرید یهویی از نوع روسری گل گلی......ما را در سایت اندر احوالات خرید یهویی از نوع روسری گل گلی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83